شعری در مورد غدیر تقدیم به شما عزیزان
آخرین
حج رسول انجام شد
آمد و گردید مهمان در غدیر
با هزاران کاروانی مصطفی
کرد منزل در بیابان در غدیر
تا کند ابلاغ ،فرمان ِ خدا
بر همه جمع مسلمان در غدیر
رفت بر منبر کنار ِ او علی
آسمان شد نورباران درغدیر
گفت،بعد از من علی مولا بود
چهره ها گردید شادان درغدیر
گفت اکملت لکم الیوم دین
با علی بستند پیمان در غدیر
اشک شوق آمد به چشم مومنین
دیده گریان،چهره
خندان،درغدیر
مسلمین جام از غدیر خم زدند
از زلال ِنور ایمان در غدیر
هجده ی ذی الحجه مانده چون
گلی
بر سر ِ خار ِمغیلان در غدیر
بعد ِچندین قرن ازحج الوداع
روح دین جاری است،چون جان در
غدیر
مانده هم ،خاکستری آیاهنوز
در اجاق سرد بی جان در غدیر؟
ای «رها»عید ِ«غدیرخم» بود
یادگار عهد و پیمان در غدیر
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:35 توسط حسین الهی رودپشتی
|
این وبلاگ در زمینه گسترش زبان و ادبیات فارسی فعالیت می کند لذا از کلیه دوستان اهل قلم در زمینه ادبیات فارسی انتظار دارم تا با درج نظرات خود ، اینجانب را در نیل به این هدف مقدس یاری نمایند (حسین الهی رودپشتی)